درامافون

پاره هایی از آن 21 ماه

دوشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۱۱ ب.ظ
اوایلِ خدمت، می گشتم دنبالِ کسی یا جایی که بتوانم با سرباز هایش ارتباط برقرار کنم. قسمتِ آی تیِ قرارگاه، سه سرباز داشت که یکی کارشناسی آی تی و اهل سینما، یکی دیپلم اما اهل کتاب، دیگری هم سربازی بود که سطح تحصیلیِ خوبی داشت، ارشد فیزیکِ محض! خارج از ساعات اداری هم ریاضی و فیزیک تدریس می کرد که وقتی من به قرارگاه رفتم ایشان چهار ماه بیشتر به اتمام خدمتشان نمانده بود و مهندس صدایشان می زدیم. بار اول که به اتاق آی تی رفتم، یعنی اولین برخوردمان، برای اطلاع رسانی به سرباز ها برای کلاسِ قرآن بود. "آخر من سربازِ عقیدتی سیاسی بودم" نمیدانم بحث بر سر چه بود، اما آن سرباز اهل سینما داشت با جمع صحبت می کرد که:" آدم یا می داند یا نمی داند..." بعد رو به من کرد و گفت: "مثلن شما که تازه از آموزشی آمده ای و سرباز عقیدتی شده ای، می دانی یا نمی دانی؟" من هم در جواب گفتم:" دانستن یا ندانستن را می شود با یک مثال میکروسکپی از جایگاه کوانتم توضیح داد، قانون این را می گوید که یک سیستم فیزیکی در یک لحظه در تمام حالت های مختلف به صورت پاره ای وجود دارد!" بعدش هم مثل "شلدون کوپر" خندیدم و خاطر نشان کردم که بعد از نماز برای کلاس قرآن درخدمتشان هستیم...
این اولین برخورد ما بود و از آنجایی که من دسترسی به پرونده ها داشتم یک نگاهی به مشخصات شان کردم و دیدم شاید بشود ارتباط برقرار کرد. این شد که رفت و آمدم به آی تی بیشتر شد، چون آنجا تنها جایی بود که می توانستم در بحث ها شرکت کنم و حرفی برای گفتن داشته باشم.
یک روز که بحث در رابطه با فیلم "میان ستاره ای" از "کریستوفر نولان" بود، من برای تفهیمِ سیاه چاله، فلش بک زدم به نسبیتِ عامِ انیشتین و و و که آخر بحث تمام شد و وقتی برای نهار همه اتاق را ترک کردند، مهندس نگاه عجیبی به من داشت، پرسید: قضیه چیه؟! با خنده گفتم: مهندس کجای من شبیه به فیثاغورث هست؟ گفت: تو سرباز عقیدتی سیاسی هستی! مثل بلبل قرآن می خوانی! پیراهن یقه ایستاده و شرف الشمس و شلوار پارچه ای! بعد دانشگاه هنر درس خوانده ای! اهل فیلم و کتاب هستی و با من در رابطه با ذرات بنیادی و سیارات فرا خورشیدی و فیزیک کوانتم صحبت می کنی... قضیه چیه؟!...

پ.ن|
مهندس قرار است ازدواج کند و امروز زنگ زد من را هم دعوت کرد.
  • مهرداد ارسنجانی

نظرات  (۵)

ممنونم ؛ باعث خوشحالیه .
پاسخ:
:احترام نظامی
  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • الان اگه یکی بگه تو جمع اضدادی اشتباه گفته؟
    اصلا این مقوله ها در تناقض با هم هستن؟ :دی
    همیشه به جشن و سرور و شادی و این صحبتا
    :)
    پاسخ:
    نه، کاملن درست گفته.
    آره، آره هستن :دی

    آره، خب، اما من با این جمع ها و جشن ها و این صحبتا مشکل دارم و نمیرم.
  • مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
  • D:
    جمع گشته سایه ی الطاف با خورشید فضل
    جمع اضداد از کمال عشق او گشته روا :) این هم بیت مرتبط

    من تازه میخواستم بیام بگم از صبح روزیکه دعوتی هیچی نخور که شام قشنگ بتونی بخوری
    اونم که تحریم کردی و نمیری توصیه م سوخت اصلا😁😁
    پاسخ:
    خیلی ممنون، اینجوریا هم نیست :)

    من کلن شام قشنگ میخورم :دی
    ولی خب جشن و مهمونی و اینا رو چند سالی هست که تحریم کردم.
    چرا فرصت سوزی می کنی برادر؟ :/

    یاد اون پستت افتادم که با جماعت هم خدمتی داشتید نهار می خوردید. یادم نیست بقیه ش رو.. :/
    محتواش تو همین حوالی بود.
    پاسخ:
    یعنی چی فرصت سوزی؟ متوجه نشدم.

    :))
    همه را حیران کند!
    پاسخ:
    خودش حیران تر از همه!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی