درامافون

درامافون

سه شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۴ ب.ظ
خیلی اتفاقی با درامافون پرشین بلاگ روبرو شدم، دیدم مقادیری از نوشته هایم را نگاه داشته است، جا خوردم! و البته جالب بود خواندن خط فکریِ سه/چهار سال قبل خودم، جالب تر اینکه چقدر بهتر می نوشته ام! جالب تر خواننده هایم، کسانی که برایم نظر می گذاشتند.
اما غیر جالب تر این روز هاست و این وبلاگ، نه توضیحی در رابطه با خودم، نه لینک صفحه هائی که می خوانم، نه تماسی با من، نه نظر، که البته این نوشته ها جایی برای نظر دادن ندارد، که شاید در آینده قسمت نظر دهی هم به طور کل حذف شود، نه نگاهی به آینه تا ببینم چه مانده از من! نه دیگر هیچ، همین.

پ.ن|
احساس می کنم در یک سیاه چاله ام، که تا می خواهم بلند شوم، گرانش ـش برایم شیشکی می بندد.
  • مهر ارسنج

نظرات  (۴)

حالا ما چون همیشه نظر نمی‌دیم دلیل نمی‌شه که تو این آپشن رو ازمون بگیری.
سرِ جدت به حذف کردن وبلاگ فکر نکن فقط! :| حالا انگار بقیه‌هامون چی می‌نویسیم -_-
پاسخ:
نه، بحث این نیست که چرا نظر نمیده کسی!
یعنی میگم نوشته هام داره به سمتی میره که خواننده نظری براش نداره!
قبلن از کتاب و فیلم و سریال و حال و هوای مملکت شاید یا هرچیزی که خواننده نظری براش داشته باشه هم مینوشتم، اما الآن نه.

حذف که، فعلن اینجا تنها جایی هست که هستم، اگر نباشه و ننویسم، شاید حالم بدتر هم بشه -_-
نه‌نه، اشاره به دیالوگ ریچل بود که ظاهرا چندان موفق نبودم توش! :))
حس می‌کنم بیشتر از اینکه مردم نظر نداشته باشن، خسته‌ن. وگرنه من چندسال پیش هم همین اراجیف رو می‌نوشتم و نظر می‌ذاشتن. البته خب در تاریک‌شدن -فرار از واژه‌ی چسناله- محتوام هم شکی نیست. ولی خو همینیه که هست. من برا دیگران نمی‌نویسم. برا خودم می‌نویسم *قیافه می‌گیرد*
ولی خب حالا توییتر هیچ، ولی جات توی اینستا خیلی خالیه -_-
همینا رو بنویس. من هی مدام میام چک می‌کنم ولی اثری از تو نیست. بعد 10 بار خواستم بگم آقا چرا نیستی، ولی خو یو نو، آدم گاهی بعضی کارا رو انجام نمی‌ده. ایش -_-
پاسخ:
اصلن موفق نبودی، امیدوارم هیچوقت هم موفق نباشی تو این زمینه، چون من از فرندز بدم میاد :))
اوهوم، به شخصه خسته ام، من حتا تا نظرات وبلاگ ها رو می خونم، آخرش هم نظری نمیدم.
منم برا خودم می نویسم ;)
باز تو توییتر چهارتا فحش میدادیم :دی
اینستا رو که اصن حالم دیگه ازش بهم میخوره. کلی عکس خوب انداخته بودم و اونجا داشتم که هیچ جای دیگه نداشتم، با حذف کردن اینستا، اونام حذف شد -_-
اییییش -_-
همین ک من میام سر میزنم، وبلاگ و صاحب وبلاگ مشعشع میشن

سیاهچال و گرانش رو بیخیال

:دی
پاسخ:
قوت قلبی خواهر :دی
اصن گل از گل ـم می شکافه :دی
منظورم از قیافه‌گرفتن، درواقع دلداری به خودم بوده. منتها یه چندروزه که همه‌چی رو اشتباه بیان می‌کنم. تو ببخش! :))
بابا اینستا رو خودت حذف کردی، بعد از اینستا بدت میاد؟ گذاشته رفته، شاکی هم هست. ایش -_-
پاسخ:
من کیم که ببخشم؟ راحت باش :دی

خب بدم میاد دیگه :)) گند زدن توش رفت :دی