درامافون

توئیت وار، قسمت دوم

دوشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۸، ۰۱:۵۳ ب.ظ

اول، خب میدونی؟ بعضی از خانم ها به کسی نیاز دارند که وقتی خوب نیستند، خوب بکندشون!

دوم، بعد از یک مدت میذاری زمین... یکم خالی خالی راه میری و بعدش می‌فهمی کوله بار خستگی بود، نه تجربه...

سوم، دم رفیقام گرم که بهم حرف مادرم رو ثابت کردند! میگفت رفیق بازی تهش هیچی نیست...

چهارم، این گارد ریل ها و نرده ها و یا به هر تر تیب تیر و تخته هایی که خراب شدند، همونایی هستند که شهرداری بعد از تصادف پولش رو از مقصر گرفته!

پنجم، هر روز برای این خرابه مستاجر آید، ولی تو سالهاست رهن کامل‌ش کردی.

ششم، نکند از دهنم در بروی...

هفتم، دانشمند ها احمق‌اند که با معادلات دنبال حل پیچیدگی‌اند... خیلی ساده‌ست، موهای تو، انگشتان من...

هشتم، اخم هم جالب است، از آن جهت که آدمی در اوج لذت هم، اخم می‌کند...

نهم، پاییز اومد تو...

دهم،...

  • ۹۸/۰۷/۰۸
  • مهر ارسنج