درامافون

شهاب باران

يكشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۳۹ ب.ظ
می دانی چه حسی دارد وقتی دراز کشیده ای وسط ناکجا آبادی که تنها آلودگیِ نوری ـش ماه باشد و آسمان پُر از ستاره و هر چند ثانیه یک بار یک شهاب با سرعت رد شود؟ من می دانم، حس جالبی ست وقتی شهاب سنگ های بزرگ از جَو خارج شوند و زمانِ پودر شدن ـشان به سه ثانیه برسد و از خود رَدِ سبز و قرمز بجا بگذارند. حس جالبی ـست وقتی در سال یک شب آسمان مثل هر شب نیست. و من این یک شب را تحت هیچ شرایطی از دست نمی دهم، هیچ وقت.

از دلِ "میان ستاره ای" جایی که کوپر گفت: ما همیشه خودمون رو با توانایی غلبه بر غیرممکن‌ ها تعریف کردیم. و ما این لحظات رو می شمریم، لحظاتی که جرات می‌کنیم جایی بالاتر رو نشونه بریم، که موانع رو درهم بشکنیم، تا به لایتناهی ستاره‌‌ ها برسیم، تا ناشناخته را به شناخته‌ شده تغییر بدیم.

پ.ن|
نقاشی از من.
  • مهرداد ارسنجانی

نظرات  (۲)

:|
: حسودی های بسیار.
:بلاک اند ریپورت حتی
:|
پاسخ:
اواا :دی

خب سال دیگه با هم میریم :دی
  • سفره خاتون
  • ما که آخرشم نشد ببینیم ؛
    نه شهاب باران رو و نه Inteterstellarرو!
    پاسخ:
    حالا شهاب باران که سالی یکباره، سال دیگه ببینید.
    اما میان ستاره ای رو ببینید.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی