درامافون

مغلوط

شنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۱ ب.ظ
من می کِشم. زیاد هم می کِشم. تقریبن می شود گفت هر شب. از زمین و زمان و یمین و یسار و چپ و راست و اصلاح و اصول و هرچیزی که هر دقیقه برایم پیش می آید، می کِشم. همه جا هم می کِشم. اما عادتِ بدی برایم شده که بعد از کِشیدن از هر چیزی، سکوت کنم.
من می روم. زیاد هم می روم. تقریبن می شود گفت هر شب.... اما عدات بدی برایم شده این نرسیدن ها.
من می خوانم. زیاد هم می خوانم. تقریبن می شود گفت هر شب... اما عادت بدی برایم شده این زیاد فهمیدن ها...
من می میرم. زیاد هم می  میرم. تقریبن می شود گفت هر شب.... اما عادت بدی برایم شده این زنده شدن ها !
من می نویسم. زیاد هم می نویسم. تقریبن می شود گفت هر شب. از زمین و زمان و یمین و یسار و چپ و راست و اصلاح و اصول و هرچیزی که در هر دقیقه برایم پیش می آید، می نویسم. همینجا، در همین صفحه ی سفیدِ نوشتنِ مطلبِ جدیدِ بیان. اما عادتِ بدی برایم شده که صفحه را سیاه کنم و انگشتِ سبابه ام را روی بَک اسپیس نگه دارم.
...
نمی دانم در آستانه ی یک سکوتِ طولانی ام، یا آستانه را رد کرده ام.
حالم خوب نیست، و ای کاش که باران ببارد.
  • مهر ارسنج

نظرات  (۱)

رد کرده ای.
پاسخ:
دور برگردون کجاست ؟