درامافون

تفتیش

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۱۱:۲۷ ق.ظ
باز اینجام و چه تاریک و چه باریک رهم، رو به میخانه برم این بدن بی کفنم، در میخانه بکوبم همه از جنس غروبم و در این برهه زمانی ز اهالی جنوبم، نه پی قطب شمالم! که پی قطب تک عالم هستی هستم، همان ماه، همان شاه، همان یاور دلخواه، همان یار فریبا، همان دلبر موجود که مثال تو بود مهدی موعود! و جنون زاده توست، صفا باده توست و جبریل ز اوقات ازل هست که دلداه ی توست!
با تو هستم، تو خاتون - که سر حد سرشتی که تقدیر نوشتی به پیشانی مهرداد که زند داد:...
با تمام لا مکانی و در این پیچ زمانی و در این فقر معانی، تو همانی که تمامی ز کمالی که پیش گشتم و هــرگز نرسیدم به نمی، بازدمی، یا که کمی...

  • مهر ارسنج