درامافون

نا پرهیزی

دوشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۷ ق.ظ
غروب امشب خیلی اتفاقی با ی دختر آشنا شدم، کلی حرف زدیم،از علایق، عقاید، سلیقه. راه رفتیم، نشستیم، موزیک گوش دادیم، چت کردیم. برگشتنه با اتوبوس برگشتیم، بهم گفت بیا تو قسمت خانم ها! رفتم و کنار هم نشستیم، هندزفری ـش رو داد تا من باهاش موزیک بذارم، منم زی زی تاپ پلی کردم، تا اینکه ی ایستگاه ی خانم سوار شد و من بلند شدم و کنار پنجره ایستادم، هندزفری نمی رسید، گفتم خودت گوش بده، ولی اومد جلو تر نشست تا سیم هندزفری به گوشم برسه. بعدش، بهش گفتم خوش حال شدم و پیاده شدم. بدون ایجاد هیچ پل ارتباطی ای.
  • مهر ارسنج

نظرات  (۷)

  • خورشید ‌‌‌
  • چه‌قدر خوبه این‌جوری. :)
    من یک‌بار سعی کردم همچین اتفاقی رو تجربه کنم، ولی طرف مقابل همراهی نکرد. آخرش خوب تموم نشد.
    پاسخ:
    آره خوب بود.
    لیقات نداشته :)
    !If it's meant to be I will guess your number
    پاسخ:
    اگر می گفت شماره ت رو بده، شاید می دادم.
    تول هم دوست داشت!
    بدون این ک اسمش رو بدونم نشستیم . موزیک ردوبدل کردیم و رفتیم. و الان تنها چیزی که ازش یادم هست موهای بلند قهوه ایش و دستایی که با سییگار سوخته بوده
    پاسخ:
    موهاش چتری بود، بلوند و مشکی، چشمای قشنگی داشت.
    سلام 
    نمیدونم اسمشو حتی بشه گذاشت آشنایی یا هر چیز دیگه ای اما به نظرم جالب اومد یه زمانی رو بدون رد و بدل احساس و وابستگی با هم سپری می کنند و بعد همه چیز پایان میابد اما خب چند در صد از افراد به چنین ارتباطاتی راغب هستند ؟ 
    موفق باشید 
    پاسخ:
    سلام
    همون درصدی که باهاش حال میکنند.
    دُرود بر شما.
  • سفره خاتون
  • ۴روز رو تو یه مجموعه ای گذروندیم و با یکی آشنا شدم ، کلی حرف زدیم ، کلی کنار ساحل تا دیر وقت قدم زدیم ‌، کلی تاب بازی کردیم ، موزیک گوش دادیم ...صبح بعد آخرین صبحونه ابراز خوشبختی کردیم از ملاقات هم و خداحافظی .بی هیچ پل ارتباطی ای!
    :)))
    پاسخ:
    ایول! چه چهار روزی بوده! :دی
    خب هدف چی بود

    چه خُنُک...



    ببخشید نمیشد تا اینجا بیام و تو ذوق نزنم:دی
    فکر کردم دور از جون خدای ناکرده عاشق شدی!
    پاسخ:
    هدف تجربه چیزی بود که تجربه نکرده بودم.
    خُنُک هم خودتون هستید :دی

    آره میدونم چی میگی :))
    حالا چرا دور از جون؟ عشق هست دیگه، وبا که نیست!
    چه هدف خُنُکی !

    یه بار جواب بزرگتر رو ندی حناق نشه بترکی ؟ هوم؟

    ولی خیلی مردی به دلایلی که حال ندارم بنویسم....

    پاسخ:
    من کلن خُنُکم مثل خودت :))
    میترکم دیگه، برا همین جواب میدم :دی

    بابا شما چرا اینقدر حال نداری واقعن ؟ من به این حجم از بی حالی مشکوکم :))