درامافون

آخرین مطالب

بیرون چیزی برای تماشا نیست

جمعه, ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۲:۵۹ ب.ظ
چند هفته بعد از اتمام همکاریم با آن مجموعه، رفتم که به ـشان سر بزنم. سمت چپِ میز من و پشت سر میز خسروی پنجره ای بود که بد نبود برای نگاه کردن به بیرون. دیدم تمام پنجره مات است! با تعجب پرسیدم آقای خسروی؟ با پنجره چرا همچی کردی؟ گفت: بیرون چیزی برای تماشا نیست آقای ارسنجانی.
جواب ـش فشارم را انداخت، قند خونم از بین رفت! نشستم و عمیق به جوابش فکر کردم، شاید نزدیک به ده دقیقه. تا آستانه ی کلافگی رفتم، بلند شدم و نیمه ی بالای پنجره را کندم و گفتم: هر چند وقت یکبار بایستید، شاید چیزی برای دیدن بود...
شاید چون جوابش درست بود فشارم افتاد.
یادش بخیر، خسروی را "کایزرشوزه" صدا می زدم.
  • مهر ارسنج